بر اساس نظریه ارتباطات آیینی (کری، ۲۰۰۹)، تشییع نه صرفاً انتقال پیام، بلکه بستری برای بازتولید حیات اجتماعی یک اندیشه از طریق مشارکت جمعی است. مطالعات اجرا (Performance Studies) نیز تأکید میکنند که کنشهای آیینی، معنا را خلق میکنند نه فقط بازنمایی (شکنر، ۱۹۸۵؛ الکساندر، ۲۰۱۱). ایستادن، حرکت جمعی، اشک ریختن، حمل پرچم و قاب عکس و دیگر کنشهای بدنمند، ابزارهای اصلی شکلگیری و مرئیشدن این معنا در عرصه عمومی هستند.
حافظه فرهنگی نیز نشان میدهد که حافظه جمعی تنها در اسناد و آرشیوها حفظ نمیشود، بلکه از طریق اجراها و کنشهای بدنی استمرار مییابد (تیلور، ۲۰۰۳). بنابراین تشییع، فقط یادآوری گذشته نیست؛ بلکه فرایند ساخت و انتقال حافظه جمعی به نسلهای آینده است.
شرط امکان این بازتولید اجتماعی، حضور معناساز مردم است. مردم نه عنصری حاشیهای، بلکه بنیان و شرط تحقق این رخداد ارتباطیاند. رهبر شهید همواره بر نقش تعیینکننده مردم تأکید داشت و تاریخ معاصر ایران با مشارکت آنها رقم خورده است. حضور گسترده مردم در مراسم، بازنمایی عملی همین اندیشه است که مردم را تحققبخش مسیر جامعه میداند.
رسانه در این میان بار سنگینی بر دوش دارد. رسانه نباید مردم را صرفاً به عنوان «توده» یا «جمعیت شلوغ» نشان دهد، بلکه باید آنها را کنشگران فعال بازنمایی کند: حضور داوطلبانه با وجود دشواریها، خدمترسانی، همکاری و همزیستی مؤمنانه. روایت رسانهای باید بر تجارب زیسته، داستانهای ساده و انگیزههای مردمان متکثر تمرکز کند؛ داستانهایی که قابلیت ماندگاری طولانی دارند.
احساسات بخش جداییناپذیر این مراسم است، اما سوگواری نباید تنها تصویر ارائهشده باشد. مردم داغدار یک فقدان معمولی نیستند؛ این غم، غمی با سبب و پیام روشن برای سلطهگران است. رسانه باید مردم را نه فقط هوادار یا جانفدا، بلکه تحققبخش اندیشه رهبر نشان دهد. عباراتی مانند «همه وارثان خامنهای هستیم» در این لحظه تجسد عینی پیدا میکنند. تشییع نباید به عنوان واقعهای چندروزه روایت شود، بلکه باید به مثابه بخشی از یک فرایند تاریخی دیده شود که گذشته، حال و آینده را پیوند میزند.
در نهایت، مسئولیت حاضران نیز مهم است. هیچکس ناظر خنثی نیست؛ حضور و کنش هر فرد معنادار است. پس از مراسم، هر فرد با بیان تجربه، انتقال خاطرات و گفتوگو با نسلهای بعد، در استمرار حافظه جمعی مشارکت میکند. تشییع صحنه نمایش شکافها نیست، بلکه میدان بازیابی پیوندهای مشترک است.
میراث اصلی رهبری که به عاملیت مردم باور داشت، خود مردم هستند. مردمی که اندیشه او را در کنش، روایت و تاریخ اجتماعی زنده نگه میدارند. آخرین تصویر آنها در کنار رهبر، «میراث جوشنده» اوست.
پایان/













نظر شما